به عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد
+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 26 تیر1387 و ساعت
12:33 |
+ نوشته شده توسط سعید در سه شنبه 21 خرداد1387 و ساعت
12:7 |
در آغوشم بگير بگذار براي آخرين بار گرمي دستت را حس كنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پايت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستي قدمهايم را نظاره كن تنها تو را مي خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم نرو..... نگذار دوباره تنها شوم.... نرو.....
+ نوشته شده توسط سعید در جمعه 10 خرداد1387 و ساعت
21:48 |
.گفتي اگه يه روز نبينمت مي ميرم . گفتم من فقط ناراحت ميشم . گفتي من به جز تو به كسي فكر نمي كنم . گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم .گفتي تا ابد تو قلب مني . گفتم فعلا تو قلبم جا داري گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم . گفتم اگه تو بري با يكي ديگه من فقط دلم مي خواد طرفو خفه كنم ............ گفتي ......... گفتم حالا فكر كردي فرق ما ايناست ؟ !فرق ما اينه كه تــــو دروغ مي گفتي ؟ مـــــن راستشو مي گفتم
+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت
16:25 |
سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود. بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود . چشمان او که دائما از اشک شسته بود. بر سنگ قبر من بنويسيد . اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود . بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد مانده بود
+ نوشته شده توسط سعید در شنبه 4 خرداد1387 و ساعت
17:35 |
|
|